اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ...
چند وقت پیش به سختی "نور" پسر کوچیکم، رو خوابوده بودم و میخواستم به کارهای عقب افتاده ی خودم برسم و حسابی از لحاظ فکری تحت فشار بودم.
قبلش چندین بار از "آزاد" پسر بزرگترم، خواهش کرده بودم که آروم باشه و سر و صدا نکنه تا "نور" بیدار نشه. اما مثل خیلی وقتهای دیگه قولی که داده بود رو فراموش کرد و با یک جیغ بلند برادرش رو بیدار کرد.
من اونقدر عصبانی شدم که با دستام محکم شونه های "آزاد" رو گرفتم و با فریاد بهش گفتم: "مگه نگفتم سر و صدا نکن. دیدی داداشت رو بیدار کردی."
متأسفانه اونقدر این حرکت من بچه رو ترسوند که شروع کرد به گریه کردن.
یه دفعه به خودم اومدم که خیلی دیر شده بود. آرزو کردم ای کاش زمان به عقب برمیگشت و میتونستم جبران کنم و طور دیگه ای حرف بزنم. اما خوب نمیشد.
من اینکار رو انجام دادم. اول براش توضیح دادم که چقدر تحت فشار هستم و کار دارم برای همین صدام رفت بالا!
بعدش وقتی کمی آروم شد بهش گفتم متأسفم که سرت داد زدم، کار درستی نبود. میتونم دوباره بگم؟
و دوباره باهاش صحبت کردم و خواهش کردم آروم بازی نکنه تا برادرش بیدار نشه!
تا امروز بارها توی موقعیت های مختلف با بچه ها اینکارو انجام دادم و خیلی تأثیر خوبی روی مدیریت رفتارم با بچه ها داشته.
همه ی ما گاهی زمان های خیلی سختی با بچه هامون داریم. وقتایی که خودمون خسته ایم یا ناراحتیم و همون موقع با فرزندمون دچار چالش میشیم و نمیتونیم رفتارمون رو مدیریت کنیم.
اما نکته جالب و چیزی که باید بدونیم اینه که ما هم همراه اونها داریم یاد میگیریم و رشد میکنیم و میتونیم با تصصیح کردن رفتارمون و دوباره انجام دادن کار درست، رفتار صحیح رو تمرین کنیم.
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ...
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (1)
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (2)
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (3)
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (4)
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (5)
اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... (6)


اگر سر فرزندت داد زدی این کار رو انجام بده ... 
